@آزمايش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزمايش کارمند تحت آزمايش کاغذ مخصوص آزمايش ... وسيله چشيدن آزمايش مى کند آزمايش پرواز کردن آزمايش کردن آزمايش کردنى آزمايش کننده آزمايش آمادگى وسايط نقليه آزمايش استحکام تار ابريشم آزمايش اشباعى آزمايش برنامه آزمايش حسن رفتار و ... آزمايش خودکار آزمايش درجه استعداد آزمايش درجه حساسيت شخص ... آزمايش درستى و نادرستى چيزى آزمايش سخت آزمايش سرم خون براى ... آزمايش فورى آزمايش قبلى آزمايش مجدد آزمايش ميکروسکپى بافت زنده آزمايش نيرو آزمايش هنرپيشه آزمايش هواپيما براى پرواز واژه هاى شامل آزمايش ـ (46) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}