@آزمايش@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزمايش آزمايش هوش آزمايش و خطا آزمايش يا نوشيدن قبلى اسبابى براى آزمايش بلورهاى دو ... ... که روى آن آزمايش به عمل مى ... با تجزيه آزمايش کردن ... نازکى براى آزمايش ميکروسکپى بوته آزمايش تحت آزمايش يا نظر قرار دادن خلبان آزمايش کننده هواپيما در محک آزمايش قرار گرفته دوره آزمايش و کار آموزى روش آزمايش و خطا ... بر تجربه و آزمايش باشد شخص يا چيز مورد آزمايش قضيه در آزمايش لوله آزمايش ... براى مطالعه و آزمايش موضوع آزمايش روانى ... و براى آزمايش محتويات عدل ... وسيله ى آزمايش واژه هاى شامل آزمايش ـ (46) : 1 , 2