@آزمايش@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزمايش آزمايش هوش آزمايش و خطا آزمايش يا نوشيدن قبلى اسبابى براى آزمايش بلورهاى دو ... ... که روى آن آزمايش به عمل مى ... با تجزيه آزمايش کردن ... نازکى براى آزمايش ميکروسکپى بوته آزمايش تحت آزمايش يا نظر قرار دادن خلبان آزمايش کننده هواپيما در محک آزمايش قرار گرفته دوره آزمايش و کار آموزى روش آزمايش و خطا ... بر تجربه و آزمايش باشد شخص يا چيز مورد آزمايش قضيه در آزمايش لوله آزمايش ... براى مطالعه و آزمايش موضوع آزمايش روانى ... و براى آزمايش محتويات عدل ... وسيله ى آزمايش واژه هاى شامل آزمايش ـ (46) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}