@آسا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آسا آدم غول آسا با صداى رعد آسا ادا کردن برق آسا تن آسا تندر آسا جانور غول آسا حمله رعد آسا حمله رعد آسا کردن ديو آسا رعد آسا سيل آسا سيل برق آسا غول آسا معجزه آسا نور برق آسا و زود گذر