@آسانى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آسانى ... کوچکى به آسانى مى لغزد ... که به آسانى قابل حرکت ... به آسانى به آسانى تبديل به پول شونده به آسانى حرکت کننده به آسانى رنگ شونده به آسانى قابل اجرا