@آسيا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آسيا گوزن کوچک آسيا گوزن يال دار بزرگ آسيا ... قديم شمال آسيا و اروپا اردک قرمز آسيا و اروپا و آمريکا ... داراى ابرو هاى پرپشت آسيا اهل آسيا قاره ى آسيا قوقاول بزرگ صحرايى جنوب آسيا ماهى گول آب شيرين اروپا و آسيا مرغابى شمال اروپا و آسيا