@آسياب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آسياب پره آسياب ... که هنگام آسياب کردن جدا ... آب آسياب آسياب کردن آسياب کننده آسياب آبى آسياب بادى آسياب دستى آسياب ساز آسياب سنگ کوبى آسياب شدن آسياب غلات برآمدگى دندان آسياب برنج آسياب نکرده بند آسياب تنوره آسياب جوى آسياب دندان آسياب دندان آسياب کوچک سر آسياب سنگ آسياب سنگ رويى آسياب ... و دندان آسياب بزرگ دوره ... عمل آسياب کردن عمل خرد کردن يا آسياب کردن واژه هاى شامل آسياب ـ (27) : 1 , 2