@آشکار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آشکار چيزى را آشکار کردن آشکار کردن آشکار کردن بسط دادن آشکار کننده آشکار ساختن آشکار سازى آشکار شدن آشکار نشده اظهار آشکار به طور آشکار حقيقت آشکار خود آشکار خود آشکار سازى عشق يا کينه خود را آشکار کردن فرا آشکار نا آشکار