@آغاز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آغاز پاس دادن توپ در آغاز هر روند ... پيش از آغاز نمايش بزرگ ... را با يک حرف آغاز کردن ... که در سر آغاز فصل يا بخش ... ... به مناسبت آغاز مراسم عيد ... آغاز پرخاش آغاز چند کلمه پياپى ... آغاز کار آغاز کردن آغاز کرده آغاز تاريخ آغاز شدن آغاز شدن يا کردن آغاز عمل آغاز فصل جديد آغاز نهادن آغاز و فرجام آغاز ويرانى از آغاز از آغاز تا انتها اولين روز آغاز به کار با پيش در آمد آغاز کردن خود آغاز ... مسلسل از آغاز تا پايان در آغاز واژه هاى شامل آغاز ـ (37) : 1 , 2