@آغازى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آغازى آغازى انگلى متحرک ارزش آغازى ارزش آغازى دادن ارزش دهى آغازى ارزش دهى آغازى در حلقه بار کردن آغازى برنامه باز آغازى تک يا ختگان آغازى جانور آغازى تاژک دار ... حالت آغازى خطاى آغازى دستور العمل باز آغازى شرط آغازى شرط باز آغازى نشانى آغازى نقطه باز آغازى نوظهورى و آغازى وابسته به تک ياخته آغازى وضعيت آغازى