@آفت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آفت آفت گياهى جانور آفت سوسک آفت سيب زمينى قارچ ناقص آفت گياهى ماده ضد آفت ... حشراتى که آفت گياهان اند نوعى آفت پنبه ... نوع شپشه يا آفت گياهى و غيره ... وابسته به طاعون يا آفت يک جور آفت درختان ميوه