@آفتاب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آفتاب حمام آفتاب حمام آفتاب گرفتن خداى آفتاب مصريان قديم خداى آفتاب و زيبايى و ... خشکانده شده در آفتاب در آفتاب خشک شده در آفتاب خشکانيدن در آفتاب رسانيدن در ظل آفتاب در معرض آفتاب گذاشتن درمعرض آفتاب قرار دادن دستگاه عکسبردارى از آفتاب رشد کننده تحت تاثير آفتاب ... نيز از آفتاب محفوظ مى ... روشن از فروغ آفتاب ... به علت تابش آفتاب به جو زمين ... زياد در آفتاب ماندن و خراب شدن شاخص آفتاب صفحه بالدار مظهر خداى آفتاب طلوع آفتاب عرشه آفتاب گير کشتى غروب آفتاب قهره اى در اثر اشعه آفتاب ... پوست بدن در اثر آفتاب ... آن که در آفتاب خشک شده واژه هاى شامل آفتاب ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}