@آفريقا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آفريقا پادزهر سمى و بدبوى آفريقا پوستين بى آستين بوميان آفريقا کشور گينه در آفريقا کشور سومالى واقع در آفريقا کفتار بومى جنوب و مشرق آفريقا آهوى کوچک آفريقا اهل شمال آفريقا اهل ناتال در جنوب آفريقا ... زمستانى سواحل غربى آفريقا ... هلن درجنوب غربى آفريقا سياحت اکتشافى در آفريقا ... توسط سياهان آفريقا استعمال مى ... غزال بزرگ آفريقا ... صاف مرتفع و خشک آفريقا ... هاى شهرهاى شمالى آفريقا وابسته به اهالى شمال آفريقا ... دارد و در آفريقا و سيبرى ديده ... ... هاى جنوب آفريقا که اندامى ...