@آلات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آلات چوب آلات نجارى ... جا انگلشتى آلات موسيقى بادى آلات تناسلى آلات سنگى نتراشيده عصر حجر قديم آلات موسيقى بادى آلات موسيقى ضربى آلات و ادوات سنجش رطوبت هوا ... درانسان و ماشين آلات است آهن آلات ... کردن ماشين آلات در ميکروفون با ماشين آلات و لوازم ... بلور آلات ... مسى در اطراف آلات زرين و سيمين ... جواهر آلات بدلى حلبى آلات زينت آلات زينت آلات بدلى مانند ... زيور آلات زيور آلات بدلى سنجاق مدال و زينت آلات زنانه شيشه آلات ... دولت روى آلات سيمين و ... فروشنده آلات برنده فروشنده آهن آلات فلز آلات واژه هاى شامل آلات ـ (31) : 1 , 2