@آلت@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آلت آلت تنقيه قنات و مانند آن آلت توليد الکتريسته ... آلت حفارى آلت خامه گيرى آلت درخت سوراخ کنى آلت دست آلت دست شدن آلت ذکور آلت ذکور حيوان آلت رجوليت آلت ريز نويسى آلت زاويه ياب آلت سرشير گيرى آلت سنگى مربوط به عصر حجر جديد آلت سنجش گرماى زياد آلت سنجش گنجايش تنفس ريه آلت سنجش فشار خون آلت سنجش فواصل زمانى آلت سنجش نيروى کشش ... آلت سنجش وزن ويژه مايعات آلت سوزن نگهدار گرامافون آلت شکنجه آلت شيشه اى آلت قطع کردن يا خرد کردن آلت مکنده گياه انگلى واژه هاى شامل آلت ـ (101) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}