@آلت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آلت آلت مکنده توليد کردن آلت مکنده حشرات يا سخت پوستان آلت مکيدن حشره آلت مادگى گل آلت مخصوص سنجش درجه ... آلت مذکر بعضى از جانوران ... آلت مردى آلت مقاوم در مقابل برق آلت ملعبه سازى آلت موسيقى آلت موسيقى بادى آلت موسيقى بادى شبيه بجعبه آلت موسيقى شبيه سنتور آلت موسيقى نواختن آلت ميزان کردن جريان هوا آلت مين جمع کن کشتى آلت نرى گاو آلت نشانه روى آلت نم زدن آلت نوسانى هر چيزى استعمال آلت ... انگشت يا آلت ديگرى چيزى ... ... يک نوع آلت موسيقى شبيه ... به وسيله آلت تعديل گرما ... تحريک آلت تناسلى مرد ... واژه هاى شامل آلت ـ (101) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}