@آمادگى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمادگى آزمايش آمادگى وسايط نقليه آمادگى براى پذيرايى آمادگى براى اختراع آمادگى جهت ياد گرفتن آمادگى رزمى بدون آمادگى قبلى اجرا کردن عدم آمادگى عدم آمادگى براى جدا شدن