@آمد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمد پى آمد پيش آمد پيش آمد گرايى پيش در آمد کار آمد کارت سر آمد آمد و رفت آمد و شد آمد و شد کردن آمد و شد زياد با پيش در آمد آغاز کردن بد آمد بدون آمد و رفت بر آمد برچسب سر آمد ... در مسير معينى آمد و رفت کند جاده کم آمد و شد جدول قابل تطبيق با در آمد افراد در آمد ساليانه زمين رفت و آمد رفت و آمد کردن رفت و آمد زياد کردن در رفت و آمد مکرر روحى که زياد بمحلى آمد و شد کند زن کار آمد و لايق واژه هاى شامل آمد ـ (31) : 1 , 2