@آمدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمدن پايين آمدن پسند آمدن پف کردن يا بالا آمدن غذا پيش آمدن پيوسته آمدن به گذشته فعل آمدن گرد آمدن گرد هم آمدن گشن آمدن کسر آمدن کش آمدن کم آمدن کنار آمدن با آمدن به آمدن و رفتن اتفاقا آمدن از پاى در آمدن از پس آمدن از آمدن يا وقوع چيزى خبر دادن از انحنا در آمدن از تخت خواب بيرون آمدن از دنبال آمدن از مادر باکره به دنيا آمدن ... به محل غير محصورى آمدن ... در فرود آمدن و برخاستن ... واژه هاى شامل آمدن ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4