@آمده@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمده پنجره جلو آمده زير سقف ساختمان پنجره جلو آمده شاه نشين ساختمان پيش آمده ... لقاح به وجود آمده باشد ... که نوک جلو آمده اى دارد آدمى که به شکل گرگ در آمده باشد از کار در آمده از خارجه آمده از خود به وجود آمده از خون به وجود آمده از دو سو بر آمده از دور آمده از زمين بالا آمده از لاى زرق و برق بيرون آمده با وسايل غير مشروع به دست آمده ... آويخته يا پيش آمده باشد بد به بار آمده بر آمده به تپش در آمده به دست آمده به دست آمده از زيست شناسى عملى به دست آمده در اثر خشک ... به شکل در آمده به وجد آمده به وجود آمده از چوب واژه هاى شامل آمده ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}