@آمده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمده پنجره جلو آمده زير سقف ساختمان پنجره جلو آمده شاه نشين ساختمان پيش آمده ... لقاح به وجود آمده باشد ... که نوک جلو آمده اى دارد آدمى که به شکل گرگ در آمده باشد از کار در آمده از خارجه آمده از خود به وجود آمده از خون به وجود آمده از دو سو بر آمده از دور آمده از زمين بالا آمده از لاى زرق و برق بيرون آمده با وسايل غير مشروع به دست آمده ... آويخته يا پيش آمده باشد بد به بار آمده بر آمده به تپش در آمده به دست آمده به دست آمده از زيست شناسى عملى به دست آمده در اثر خشک ... به شکل در آمده به وجد آمده به وجود آمده از چوب واژه هاى شامل آمده ـ (59) : 1 , 2 , 3