@آمده@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمده به وجود آمده از يک پدر و مادر بيرون آمده تاب آمده تازه بدنيا آمده تازه به وجود آمده تحت نفوذ در آمده تير بيرون آمده جلو آمده جلو آمده بودن جمع آمده جنين مرده بدنيا آمده ... با مشت جلو آمده از خود دور ... داراى چشمان جلو آمده داراى دنده هاى بيرون آمده داراى رگ هاى متعددو بر آمده داراى ساختمان جلو آمده ... يا نيا به وجود آمده اند دندان گراز يا پيش آمده دوقلو بدنيا آمده دير آمده ... از قبر بيرون آمده و خون اشخاص ... زمين جلو آمده ... صدا از کجا بيرون آمده صخره پيش آمده فلات به ... فرود آمده واژه هاى شامل آمده ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}