@آمدگى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمدگى پيش آمدگى پيش آمدگى داشتن پيش آمدگى ساختمانى پيش آمدگى لبه بام گرد آمدگى بر آمدگى بند آمدگى خونريزى بيرون آمدگى جلو آمدگى جلو آمدگى تخم چشم جلو آمدگى لبها جلو آمدگى يا اهرمى که ... جلو آمدگى يا عقب رفتگى داراى بر آمدگى داراى دو دندانه يا بر آمدگى هر چيزى که کمى پيش آمدگى دارد