@آمريکا@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمريکا حالت و شرايط ايالات آمريکا ... اسبى و بزرگ سواحل آمريکا خرس خاکسترى آمريکا خز موش صحرايى آمريکا ... آدم جنوب شرقى آمريکا رقص محلى آمريکا ... انگليسى که در آمريکا به آن تکلم ... ... ضد سياه پوستان آمريکا سرباز شمالى آمريکا ... سياه پوستان جنوب آمريکا سياست خارجى آمريکا مبنى بر ... ... خوراکى اروپا و شمال آمريکا ... مرکز صنعت سينماى آمريکا ... مجلس قانون گذارى آمريکا قانون اساسى آمريکا قبل از جنگ داخلى آمريکا ... نقاط گرم و معتدل آمريکا لقب دولت ايالات متحده آمريکا ... زنده زاى راه راه آمريکا مار سمى آبزى جنوب آمريکا ماهى آزاد شمال آمريکا ... نقره فام شمال آمريکا مربوط به آمريکا مرغ اقيانوس آمريکا شبيه پرى ... مرغ شبانه پشه خوار مشرق آمريکا واژه هاى شامل آمريکا ـ (59) : 1 , 2 , 3