@آمريکايى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمريکايى پذيرش اخلاق و آداب آمريکايى پروانه بيد بزرگ آمريکايى پروانه بيد خالدار بزرگ آمريکايى پلنگ خالدار آمريکايى پلنگ راه راه آمريکايى پيچ امين الدوله معطر آمريکايى پيچک سمى آمريکايى چوب گردوى آمريکايى گاوميش کوهان دار آمريکايى گراز آمريکايى گل بنفشه آمريکايى گل ثعلب آمريکايى و ژاپنى گوزن آمريکايى شمالى کاج آمريکايى کرکس آمريکايى آب کوپيل آمريکايى آمريکايى شدن آمريکايى ماب کردن اصطلاح آمريکايى ... اى حقوق اتباع آمريکايى ... کوچک و نقره فام آمريکايى بداغ آمريکايى ... سرخ پوستان آمريکايى با تنباکو ... بلدرچين آمريکايى به صورت آمريکايى درآوردن واژه هاى شامل آمريکايى ـ (72) : 1 , 2 , 3