@آمونياک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آمونياک کلرور آمونياک با آمونياک ترکيب کردن تحت تاثير آمونياک قرار دادن ترکيب با آمونياک محلول معطر آب آمونياک و الکل محلول يا بخار آمونياک مربوط به آمونياک منسوب به آمونياک