@آميختن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آميختن پيش آميختن آميختن مواد خارجى به شراب اکسيژن آميختن با گوگرد آميختن با احساسات آميختن ... و تعصبات مسلکى آميختن با اسيد سولفوريک آميختن با بزاق آميختن ... بيگانه و غير مصطلح آميختن با ذغال آميختن با زنان آميختن با هم آميختن بتدريج با رنگ ديگر آميختن به هم آميختن در هم آميختن درهم آميختن عمل آميختن با قابليت آميختن و اختلاط ...