@آميزى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آميزى به درجه اغراق آميزى بزرگ کردن به طور اغراق آميزى عمل کردن به نتيجه موفقيت آميزى رسيدن رنگ آميزى رنگ آميزى کردن ... که براى رنگ آميزى پشم و ابريشم ... طعنه آميزى ... مستطيل مخصوص رنگ آميزى نقاشى ... بدون رنگ آميزى انجام مى ... هم آميزى