@آن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... مخارج پست آن پرداخت مى ... ... هاى کوچک از آن آويزان است پس از آن پساب آشپزخانه و امثال آن پستان گاو و مانند آن ... براى دريافت آن مراجعه کند ... لحاف و مانند آن بريزند ... و جلو بردن آن از اسکى ديگر ... انت هاى آن سوراخ وجود ... پيرو آن پيش آن که پيش از آن وقت ... چاره اى جز قبول آن نيست پيوسته به آن چکاوک و گونه هاى مشابه آن چکش و امثال آن ... چک مى تواند آن را از بانک ... ... سرما خوردگى و امثال آن ... کودکان دست به آن گرفته راه رفتن ... ... گاو آهن به آن متصل مى شده ... براى کارى پس از کردن آن چراغ کوچک اجاق گاز و امثال آن ... بزرگى که زندانيان آن را به حرکت ... ... هواپيما وزن آن را تحمل ... ... بمنظور کاستن سرعت آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}