@آن@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... معماران پا روى آن مى گذارند ... پوستان روى آن منقوش بوده تيردگل کشتى و امثال آن ... خواهد از آن بگذرد کوپن ... ... شهر به دور آن مى رقصند ... تازيانه را به آن مى بندند ... بلندى که جلوى آن باز و آستين ... ... ها نيز جزو آن به شمار مى ... ... روى سهام و مانند آن ... موزيک که عقب آن به شکل صدف ... ... و آخر بندهاى آن با هم عبارتى ... جسمى که ترکيب آن با ترکيب جسم ... ... که چون در آن را مى گشايند ... ... که گل در آن سبز کرده و ... ... خود را در آن مى گذارد ... لبه تخته و امثال آن ... بايد تابع اوليه آن را گرفت ... که هر کس آن را گرفتار مى ... جوجه ماکيان و امثال آن ... کيمياگران قديم آن را ماده ... ... اى که وسط آن نازک ترباشد حال آن که ... و مشت زنى و امثال آن ... هيدروليز پيدا کردن در آن واحد حالتى که از آن رهايى نباشد واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}