@آن@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن حروفى که خطوط آن ريز و ظريف ... حضور در همه جا در آن واحد حفره اى که شست در آن جا بگيرد ... بدهى وابسته به آن داده شود حمايل ابريشمى و امثال آن ... مقدار وجه آن قيدنشده و ... ... که شيرينى به آن سرد مى کنند ... خانه و حياط و متعلقات آن خرچنگى که پاهاى عقب آن ناقص است خرابى عمدى موشک قبل از پرتاب آن خرده شيشه و امثال آن خشک کردن پارچه بدون چلاندن آن ... منجمد کردن آن در لوله ... ... کلماتى که نصف آن در سطر بعد ... ... که بالاى آن هيچ درختى ... ... که به وسيله آن نقاطى که در ... ... رنگى که با آن ترک و شکاف ... ... براى ترد و نازک کردن آن خود آن خود آن زن ... جانوران که استخوان آن را در آورده ... ... که دراطراف آن درخت باشد ... ... کشيش در آن عضويت دارند ... را در مقابل آن کم کند ... مايعى که در آن پراکنده شده واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}