@آن@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... ارگانيسم از يک جزء آن ... گنه و ترکيبات ديگر آن ... نام شخصيت هاى آن به طور ناشناس ... داستانى که قهرمان آن رذل است دانشى که در آن از خواص نور ... در آن در آن حدود در آن سوى برگ در آن نزديکى ها در آن هنگام در آن وقت در ذيل آن در زير آن در ضمن آن درتعقيب آن ... گرما که در آن بخار مايعات فرار ... ... از تجاوز به آن يا خوردن گوشت ... درداخل آن در جزء آن درنتيجه آن ... وسايط نقليه و مسافران آن ... طور خودکار آن را جواب ... ... سکه اى درون آن غذا يا مشروبى ... دسته تيشه و مانند آن ... که به وسيله آن چيزى را حمل ... دل و روده و جگر و امثال آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22