@آن@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... اسب که پايين آن به طور افقى ... دهى که در آن کليسا نباشد ... گذارند تا تلفظ آن حرف را از ... ... ميوه و گوشت و امثال آن دوم آن که ... کوچک ترى در آن جا بگيرد ... باز و تبديل آن بفولاد راهى که در آن سر مى خورند ... وسيله معوق گذاردن آن ... صحنه نمايش و مانند آن ... نيرو و تحولات آن بحث مى کنند ... هم راه آهن و مانند آن ... هاى مغذى براى تقويت آن ... اى که با آن کنش کاو درست ... روپوش کتانى پزشکان و امثال آن ... حلول کرده و آن را جان تازه ... رودخانه و شعبات آن ... آفتابى باشد نشانه آن است که از ... ... يهوديان که در آن روز براى آمرزش ... روى آن ... سر و بدن و امثال آن زاويه سه بعدى مخروط و امثال آن ... در آمريکا به آن تکلم مى شود زمين پيمايى و مانند آن ... و خاربن در آن مى رويد واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}