@آن@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... بلندکه در آن ايستاده سخنرانى ... ... که آهسته بر آن مى زنند ... با ساير اهل آن زندگى کند ... که روى آن ايستاده نامزدهاى ... ... مختلف را در آن مبادله مى کنند ... اى که نور آن چند روزى زياد ... سرگيجه گوسفند و امثال آن سرنگ آمپول زنى و امثال آن ... آب از خلال آن به حرکت و ... ... شده و از آن سلول جنسى به ... ... پوکى که درون آن از مواد بلورين ... ... نرمى که با آن عرشه کشتى را ... سهره و انواع آن ... سرفه و امثال آن دانسته اند ... که مقدارى آب در آن باشد ... دکل به وسيله آن بالا و پايين ... سوم آن که ... که بلورهاى آن به صورت ... شکار و ماهيگرى و امثال آن ... فشان که از آن دود و بخار ... ... کار و امثال آن تعبيه شده ... و تبديل آن به هيدروکربورهاى ... شاگرد آن را هنگام امتحانات ... شبکه شطرنجى و امثال آن شخص آن طرفى واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}