@آن@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن شرابى که به آن ادويه زده باشند ... که براى آن بايد سرمايه ... ... ريزند تا آن را محافظت ... ... شروع نمايش يا ختم آن ... بزرگى که در آن ماهى و جانوران ... شيشه داراى شبکه سيمى در متن آن ... طول جمجمه و ارتفاع آن ... در و امثال آن با صداى بلند صداى جغد و مانند آن ... بوق ماشين و امثال آن ... سيم ساز از آن شنيده مى شود ... اى که روى آن اسم چيزى نقش ... ... به گياه از آن خارج و سفت ... ... يا شيشه در آن مى گذارند ... صدا و ثبت آن بر روى صفحه ... ضعف بنيه و عوارض آن ... تکيه کرده و آن را نگه مى ... ... سنگى که روى آن نوع سنگ خاصى ... ... که به وسيله آن چيزى را مى ... ... که به وسيله آن چيزى را مى ... ... درست ولى واقعاً عکس آن ... روشنايى به آن بيندازند ... غذا و جويدن کامل آن عدد يک با صد صفر در جلوى آن ... در زير آن ساختمان هاى ... واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22