@آن@16

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن عرصه خانه و متعلقات آن عضو دسته نجات غريق و امثال آن ... شود تا صداى آن بلندتر شود ... و انداختن آن به رودخانه ... نامه و امثال آن براى مردها ... و ايجاد مد در آن نقطه فرنى و حريره و مانند آن ... جنسى به شرط آن که مشترى کالاى ... ... نوع جنسى در آن يافت مى شود ... فروشنده پشم و پنبه و امثال آن ... صدا يا خفگى آن به علت فلج ... فهرستى که در آن قيمت اجناس يا ... ... ريگى که با آن بازى مى کنند قاقم و سمور و امثال آن ... که بموجب آن تابعيت فرزند ... قانونى که بموجب آن شخص تبعه ى ... ... ارگانيسم از يک جزء آن ... دارويى که روى آن شيرينى باشد ... هاى رابط به آن متصل مى شود ... زمانها را از آن مى سازند ... بادبان اصلى در آن واقع است ... درهم شکسته و آن را تعديل کند ... باران که باد آن را به اطراف ... ... برداشتن ريه با قسمتى از آن ... گذارند تا ميخ روى آن بکوبند واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}