@آن@17

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... موسيقى که در آن چند تن پشت ... ... سهم که روى آن نوشته شده ... تخمها و گوشت آن خوراکى است لانه خرگوش و امثال آن لباسى که بالا تنه آن لختى است ... جزيره نامبرده به آن سخن مى گويند لوبيايى که مغز آن خوراکى است ... الکترونى که در آن الکترون به وسيله ... ... اى که با آن چرک را خارج ... ... به وسيله آن آبگونه اى ... ... اى که از آن آب فوران مى ... ... هرگاه قليا به آن بزنند باز به ... ... ى ديگرى به آن اضافه شود ... که قسمت اعظم آن مرکب از اسيد ... ... پول در سوراخ آن جنس مورد لزوم ... ... در سوراخ آن انداخته و ... مال آن مال آن زن مانند آن ... روغن و امثال آن که در آفتاب ... ... مکانيکى و رابطه آن با حرارت متعلق به آن متعلق به آن زمان ... دست و پاى آن سنگى و بقيه ... ... بشکه و چليک و امثال آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}