@آن@18

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... و جنسى از آن ناشى مى شود ... واگن و بارگيرى آن در کشتى ... محيطى که در آن رويش و پيشرفت ... محلى که در آن مرده را جهت ... محور کوچکى که چيزى دور آن بگردد ... الوار در آن انباشته شده ... لرزانک و امثال آن به کار مى ... مربوط به تاليوم و ترکيبات آن ... سيستمى که در آن واحد طول متر ... مربوط به لغات يا فهرست آن ... زنان که در آن زن ميل به ... مزرعه و ابنيه آن مزرعه و حوالى آن ... دوانى که در آن اسب برنده بمعرض ... ... اى که در آن چند نفر برنده ... ... اى که در آن ضربات سنگين رد ... مسمويت در اثر فلور و ترکيبات آن ... جويبارى که در آن آب جريان دارد ... روزده و بيمارى هاى آن مطلوبيت چيزى به خاطر سودمندى آن ... چيزى که حل آن مستلزم حل يک ... ... دراشخاص سالم علائم آن مرض را به ... معالجه ى بيمارى با اضداد آن ... فشارهاى مختلف از آن عبور مى کند ... که اجزاء آن خواص مختصه ... واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}