@آن@19

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن مقواى جلد کتاب و امثال آن ... برده ها در آن کار مى کرده ... ... پيش دکل و ضمائم آن است موادى که از آن تاقچه مى سازند ... فضا پيما که آن را در جهت ... ... که شخص از آن انتخاب مى کند ... زيادى چيزى از حد عادى آن ... اى که نوک آن قلابى دارد و ... ... براى پيچاندن و کنترل آن ... برنج از آن استفاده مى ... ... قرمز رنگ که آن را تمشک خرس ... ... اين سو و آن سو حرکت کردن ... گوگردى از آن متصاعد مى ... ... بيگانه دور آن را گرفته ... ... کشورهاى بيگانه آن را کاملاً ... ... رگ بافت هاى آن مرده باشد ناشى از آن ... کالاهاى صنعتى در آن نمايش مى دهند ... افلاطون در آن تدريس مى ... نان يا چيزى شبيه آن ... کند و بيشتر آن را به صورت ... ... هاى توتون و امثال آن ... که با کشيدن آن در باز مى ... ... قبلا الياف آن رنگ شده ... ... نوشته ى روى آن پاک شده و ... واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}