@آن@19
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن مقواى جلد کتاب و امثال آن ... برده ها در آن کار مى کرده ... ... پيش دکل و ضمائم آن است موادى که از آن تاقچه مى سازند ... فضا پيما که آن را در جهت ... ... که شخص از آن انتخاب مى کند ... زيادى چيزى از حد عادى آن ... اى که نوک آن قلابى دارد و ... ... براى پيچاندن و کنترل آن ... برنج از آن استفاده مى ... ... قرمز رنگ که آن را تمشک خرس ... ... اين سو و آن سو حرکت کردن ... گوگردى از آن متصاعد مى ... ... بيگانه دور آن را گرفته ... ... کشورهاى بيگانه آن را کاملاً ... ... رگ بافت هاى آن مرده باشد ناشى از آن ... کالاهاى صنعتى در آن نمايش مى دهند ... افلاطون در آن تدريس مى ... نان يا چيزى شبيه آن ... کند و بيشتر آن را به صورت ... ... هاى توتون و امثال آن ... که با کشيدن آن در باز مى ... ... قبلا الياف آن رنگ شده ... ... نوشته ى روى آن پاک شده و ... واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22