@آن@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... اطفال روى آن تاب خورده ... ... به وسيله آن آموزگار چيزى ... ... پشم بر سر آن مى پيچند و ... ... چيزهايى به آن مى آويزند ... اى که اجزاى آن از زبان هاى ... چيزى که برانداختن آن دشوار است ... پرتوها از آن مى گذرند ... ... بودن انسان آرزوى آن را مى کند ... به وسيله آن عملى قابل ... ... کلمه ديگرى از آن ساخته شود ... و يا نظير آن قالب گيرى شده ... گاهى که چند نت آن حذف شده باشد ... جاذبه زمين آن را هدايت ... ... حاصله از حل املاح آن ... سور که هزينه آن را به صورت ... گل بيدمشک و مانند آن ... تواند از وراء آن آسمان را مشاهده ... گندمى که پوست آن را کنده بجوشانند ... ... محورى که از آن منشعب مى شود گيتى و نظام آن ... اى که با آن لباس هارا روى ... ... که نيمى از آن در اثر شکفتن ... ... جديد که صمغ آن براى روغن جلا ... کارکنان هواپيما و امثال آن ... هر ساعت کار آن را سوراخ کنند واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}