@آن@20

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... يا خانواده و امثال آن ... با کليک روى آن کار خاصى انجام ... ... روى پنجره و مانند آن نقشى که به تقليد آن درست کنند نمايشى که در آن مطالب جدى و ... نه اين و نه آن نوار ضبط صوت و امثال آن ... عکاسى که زمينه آن آبى و نقش ... ... يا روغن از آن نمى تواند عبور ... ... شخص در اثر آن از آزار دادن ... ... جنسى که در آن شخص به وسيله ... ... شکل مخصوص با آن بسازند ... تفريح که در آن سگها را به ... ... که ته قنداق آن خميده است ... نمايشى که در آن يکنفر به تنهايى ... ... جاى ميوه در آن گوشت قرار دارد نوعى رقص و آهنگ آن ... که احتمال بردن آن کم است ... که جنس ماده آن سياه رنگ است ... اى که سر آن ميوه کاج و ... ... چيزى که با آن چيزى را پر ... هر آن کس هر آن که ... ديوار که روى آن اعلان نصب شود ... اى که با آن سوراخ مى کنند واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}