@آن@20
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... يا خانواده و امثال آن ... با کليک روى آن کار خاصى انجام ... ... روى پنجره و مانند آن نقشى که به تقليد آن درست کنند نمايشى که در آن مطالب جدى و ... نه اين و نه آن نوار ضبط صوت و امثال آن ... عکاسى که زمينه آن آبى و نقش ... ... يا روغن از آن نمى تواند عبور ... ... شخص در اثر آن از آزار دادن ... ... جنسى که در آن شخص به وسيله ... ... شکل مخصوص با آن بسازند ... تفريح که در آن سگها را به ... ... که ته قنداق آن خميده است ... نمايشى که در آن يکنفر به تنهايى ... ... جاى ميوه در آن گوشت قرار دارد نوعى رقص و آهنگ آن ... که احتمال بردن آن کم است ... که جنس ماده آن سياه رنگ است ... اى که سر آن ميوه کاج و ... ... چيزى که با آن چيزى را پر ... هر آن کس هر آن که ... ديوار که روى آن اعلان نصب شود ... اى که با آن سوراخ مى کنند واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22