@آن@21
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... که از ميوه آن براى شراب کشى ... ... سرمايه و افزايش آن به کار مى ... و مانند آن ... مردمى که در آن طرف کوه ها ... وابسته به آن ... موسيقى که در آن چند تن پشت ... وابسته به مجلس سنا يا اعضاى آن واقع در آن سوى پل واقع در آن سوى کوه آلپ واقع در آن سوى اقيانوس آرام واقع در آن سوى دريا ... اى که روى آن کلمات يا اعداد ... ... شده و لاى آن شيرينى باشد وزن ثابت و متعلقات آن ... تقسيم بر سطح زير آن ... معادل وزن اتمى آن است ... که عکس العمل آن به خود فاعل ... ... بهنگام لزوم آن را باد ... يک آن ... نما که از آن جامه هاى زنانه ... ... ساخته و دور آن را چرم يا ... ... در ميان آن قرار داشته ... ... پارچه و سفيد کردن آن يا آن که ياتاقانى که ميله آن با چند غلتک ... واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22