@آن@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... غياب کارگر روى آن قيد مى شود ... که کسى به آن عشق و علاقه ... کاشف عيب و نقص و رفع کننده آن ... که يک روى آن چاپ شده باشد کاغذى که با آن کتاب را جلد ... کاغذى که در آن الفبا براى کودکان ... ... متن اصلى آن خطوط موازى ... ... جاى اسب انسان آن را مى برد ... از عقب سوار آن مى شوند ... چوبى و امثال آن به کار مى ... ... که از روى آن عبور کنند کسرى که صورت آن بزرگتر از مخرج ... ... دهد و بعد آن را پس مى ... ... اندازد تا عمق آن را تعيين نمايد ... اين ميکده به آن ميکده مى رود ... و ساختن آن اشتغال دارد ... لغات دشوار آن تهيه مى ... ... فعاليت هاى آن شرکت نميکند ... کشورى که خدا پادشاه آن باشد کفش پاک کن و مانند آن ... در تلفظ به آن کلمه مى چسبد ... اى که تلفظ آن با کلمه ديگر ... ... هجاى بعدى آن کوتاه باشد ... استخوان بندى حافظ آن ... تغيير و تبديل آن در کوره واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22