@آن@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن که از آن بابت که با آن که بر روى آن که بموجب آن که به آن جهت که به آن وسيله که به وسيله آن که در آن که در نتيجه آن ... براى افزايش اهميت آن و يا اجتناب ... ... کار گذارده شده در آن ... لاشه مرده در آن سوزانده و خاکستر ... ... آشغال را در آن مى سوزانند ... از پختن سبزيجات در آن ... و بچه ها آن را مى مکند ... و ادويه به آن زده و گوشت ... آخر از همه آن که ... ميخانه به آن ميخانه برود آلت تنقيه قنات و مانند آن ... نريشته را روى آن نگاه داشته و ... آلتى که با آن زمين را گود ... آن چيز آن کسى که آن کودک آن به آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22