@آن@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن آن جانور آن دختر يا زن آن زن را آن سو آن سوى آن سوى کشتى که از ... آن طرف آن طرف اشعه قرمز آن طرف اقيانوس اطلس آن طرف تر آن طرف دريا آن طرف ماوراء آن قدر زياد که آن قسمت از دهليز قلب ... آن قسمت از مباحث فنى ... آن مکان آن يکى آن يکى ديگر آنچه قايق را به آن مى بندند ... مشبکى که روى آن گوشت کباب مى ... ... در ضمن آن داستانى بيان ... ... اکسيژن و فلز آن برابر باشد ... دادن ماهى و امثال آن ... مريضخانه که در آن مريض حمام آفتاب ... ... يک طايفه ميان افراد آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22