@آن@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... کشيدن سيگار و مانند آن ... بيگانه بدون تغيير شکل آن ... مختصرى که با آن به چيزى پى ... ... منصفه در ظهر آن صحه گذارند ... يا نقص آن قانونا ممنوع ... ... در طى آن خوشابحال ذکر ... امثال آن ... کشتى که طناب به آن آويزند ... که اعضاى آن همديگر را ... اندکى پس از آن ... حيوانى که روى آن آزمايش به عمل ... اول آن که ايجاد چند لحن در آن واحد ... که نتيجه آن تشکيل ابر ... ... زياد به اصل و مبداء آن اين کار و آن کار اين سو آن سو جمع کردن اين سو و آن سو پرت کردن اين سو و آن سو جنبيدن اين سو و آن سو جهيدن اين سو و آن سو حرکت کردن اين سو و آن سو رفتن اين طور و آن طور اين يکى و آن يکى اينجا و آن جا واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}