@آن@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن ... و ترکيبات آن مخلوط کردن ... با آن با وجود آن ... جوانه زنى و امثال آن ... کوچکى که در آن عطر خوشبو مى ... ... که اوج مطلب در آن بود ... گياه که افراد آن با هم اختلاط ... بدليل آن بدنبال آن ... درجه سودمندى آن براى عامه ... بر آن بر آن بودن بر آن داشتن بر طبق آن برآمدگى پايه ستون و امثال آن ... بيماران را با آن حمل مى کنند براى آن براى آن که ... دندانها بر آن قرار دارد ... نوشته براى تعيين اصالت آن ... تصويب کننده آن يا براى ... ... و امثال آن براى جلوگيرى ... ... سردشمن و بردن آن به عنوان غنيمت ... بطريکه دو باده در آن جاى گيرد بعد از آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22