@آن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آن بموجب آن بموجب آن در نتيجه ... کشاورزى يا معدن و مانند آن به آن به آن سو رفتن به آن طرف به آن وسيله به ضميميه آن ... موروثى که در آن خون دير لخته ... ... توپها را بر آن قرار مى دهند تا آن که تا آن زمان تا آن موقع تا آن وقت تاقبل از آن تخت خواب و ملافه آن ترانزيستور پى آن پى ترانزيستور آن پى آن ... با خيس کردن آن در ماست يا ... ... تلويزيونى که علائم آن به وسيله سيم ... ... ساحل که کف آن تخته باشد ... آهن که در آن دو جاده داراى ... تور ماهى گيرى و امثال آن ... آکروبات از آن استفاده مى ... توقفگاه نظاميان و امثال آن واژه هاى شامل آن ـ (526) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22