@آنجا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آنجا ... که در آنجا اجزاى ماشين ... که از آنجا که در آنجا آنجا که از آنجا از آنجا به بعد به آنجا ... بارگيرى شد آب تا آنجا مى رسد در آنجا ... گذارند که از آنجا بار کشتى را ... سنگرى که از آنجا توپها را آتش ... محلى که در آنجا خرسها را به ... ... شاهد در آنجا ايستاده و ... ... شکافى که از آنجا توپ و تفنگ ... ... و توقف کوتاهى در آنجا ... کشتى که از آنجا آب به منبع ... ... اى که از آنجا مى توان عکس ... واقع در آنجا