@آنها@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آنها کماج و کلوچه و مانند آنها ... لزوم از بين رفتن آنها ... مختلفى که سابقا آنها را کوفت ... که رشد آنها شبيه گياه ... ... روابط طبيعى آنها را به ... ... سلطنت بر آنها نظارت دارد به آنها ... کردن منشاء و ريشه آنها ... دارد که به آنها پرده مى بندند ... براى نگاهدارى آنها مى گذارند ... از يکى از آنها در محيط باقى ... ... که هويت آنها معلوم نيست ... وسيله ايجاد شيار بين آنها ... تاريخ هاى وابسته به آنها ... ساحل که باد آنها را جابجا مى ... ... رازيانه و مانند آنها ... زندگى جاويد به آنها مى داده ... که ادوات آنها از برنج ... ... و تاثير آنها بر يکديگر ... ... را از لاى آنها گذراندن ... غيره که با آنها سقف را مى ... سهره و سينه سرخ و مانند آنها ... براى ارواح آنها فاتحه يادعا ... ... باقى ماندن آنها در حال ... ... لغات و طرز استعمال آنها واژه هاى شامل آنها ـ (35) : 1 , 2