@آهسته@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آهسته کار يکنواخت و آهسته کسى که آهسته مى دود کسى که آهسته و ناشمرده ... آهسته پختن آهسته کردن آهسته کردن ياشدن آهسته آهسته آهسته آهسته آهنگ را تندتر کنيد آهسته القاء کردن آهسته با زمزمه ادا کردن آهسته تکان دادن آهسته تر کردن آهسته جريان يافتن آهسته جوشاندن يا پختن آهسته جوشانيدن آهسته جوشيدن آهسته حرکت کردن آهسته خالى کردن آهسته دست زدن به آهسته دنبال کسى رفتن آهسته دويدن آهسته رو آهسته زدن آهسته زدن به آهسته صحبت کننده واژه هاى شامل آهسته ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}