@آهن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آهن ... ايجاد قوه آهن ربايى به ... پروتئينى محتوى آهن قرمز در عضله پل راه آهن پوسته آهن پولى که راه آهن بابت حمل و ... پيريت آهن چارچوبى که گاو آهن به آن متصل ... چدن يا آهن ريخته مخصوص ... ... کوچکى روى خط آهن حرکت مى کند گاو آهن گاو آهن موتورى گرد زنگ آهن ... دولتى يا راه آهن که به جاى ... کارگر راه آهن ... معينى از کارگران راه آهن کارخانه توليد ورق آهن و فولاد کارخانه ذوب آهن ... در ميان دو آهن به شکل شانه ... کلوخه طبيعى آهن به فرمول کوره ذوب آهن کوره قالب گيرى آهن آخر خط راه آهن يا هواپيما آلياژ آهن دار آلياژ آهن و کربن آهن پوش واژه هاى شامل آهن ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}